| X Close | ||
آیه 89 سوره بقره اشاره به قوم یهود دارد که منتظر بعثت پیامبر (ص) و رسیدن آن حضرت به مدینه بودند امّا وقتی آن حضرت آمد به او کفر ورزیدند امام جعفر صادق (ع) فرمودند: در جستجوی پیامبر اکرم (ص) به مدینه هجرت کردند پس از مدتی اموال فراوانی کسب کردند قبیله ی اوس و خزرج به اموال آنها طمع پیدا کرده و به اموال آنها تجاوز می کردند یهودیان می گفتند: وقتی محمد (ص) بیاید شما را از مدینه بیرون خواهد کرد امّا وقتی پیامبر (ص) مبعوث شد اوس و خزرج به او ایمان آوردند و یهودیان او را انکار کردند:
« وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ »
سلمان فارسی اهل جندی شاپور با پسر حاکم رفاقت داشت روزی با هم برای صیدبه صحرا رفتند راهبی را دیدند که انجیل می خواند پس از بحث و تحقیق به دین او گروید راهب گفت گوسفندانی که اینجا ذبح می شوند حرامند نخورید روز عیدی که پسر حاکم برای برای مهمانی مهمی دعوت شده بود گفت : به دستور راهب غذای شما بر ما حرام است راهب را احضار محاکمه و از شهر بیرون کردند سلمان همراه راهب به دیر موصل رفت و سپس به بیت المقدس روزها در جلسه درس علما ی نصاری شرکت می کرد روزی عالم دیر بشارت داد که به زودی در میان عرب پیامبری ظهور خواهد کرد که از تمام انبیاء برتر است نشانه ها را می گوید در یکی از روز ها مطلع شد که شخصی در مدینه ادعای پیامبری می کند به مدینه آمد نشانه ها را در او یافت به او ایمان آورد و پرسید که نماز و روزه و ایمان دوستان من و راهبان دیر موصل چه می شود که شما را درک نکرده اند در این موقع آیه 62 سوره مبارکه بقره نازل شد:« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ»
آیت الله مکارم شیرازی یکی از مراجع تقلید که در دوران جوانی ایشان را از نزدیک ملاقات کرده و در موردشان چنین می گوید « اولین بار که مرحوم کربلایی کاظم را در حومه ملایر دیدم قیافه ساده او چنان بود که انسان فکر می کرد سوره حمد نماز خود را نیز درست بلد نیست امّا وقتی گفتند این فرد روستایی درس نخوانده طی یک حادثه عجیب و همراه با موهبت الهی حافظ قرآن شده است فهمیدم در پشت این چهره ی ساده ، دریایی از خلوص وجود دارد و برای اطمینان او را امتحان کردم کاملاً برآیات قرآن مسلّط بود ... تسلط او بر پیدا کردن آیات از متن قرآن عجیب تر از حافظه ی او بود هر گاه قرآنی به دست او می دادند و می گفتند فلان آیه را پیدا کن قرآن را باز می کرد آیه در همان صفحه بود یا یک ورق این طرف یا آن طرف تر بود »
دانلود کنید
در شأن نزول آيه «لا اكراه فى الدين قد تبين الرشد من الغى " نوشته اند عده اى از انصار يعنى مردم مدينه از اوس و خزرج قبل از اينكه پيغمبر اسلام تشريف بياورند به مدينه، بچه هايشان را مىفرستادند نزد يهوديها چون آنها نسبت به بت پرستهاى مدينه متمدنتر بودند و بعضى از ايشان سواد خواندن و نوشتن هم داشتند برعكس اعراب بت پرست كه سواد خواندن و نوشتن نداشتند اينها بچه هايشان را اغلب مىفرستادند پيش آنها كه تربيت شوند و چيزهايى ياد بگيرند اين بچه ها كه مىرفتند پيش يهوديها مىديدند كه ثقافت و فرهنگ آنها نسبت به پدر و مادر و قبيله خودشان خيلى بالاتر است، به آنها علاقمند مىشدند و احيانا به دين ايشان در مىآمدند وقتى كه اسلام آمد به مدينه، بت پرستها مسلمان شدند ولى اكثر يهوديها به دين خودشان باقى ماندند الا عده الا عده كمى كه آنها هم مسلمان شدند در ميان بچه هايى كه تحت تربيت يهوديها بودند، عده اى به همان دين يهود باقى ماندند تا قضيه بنى النضير پيش آمد. قرار شد كه بنى النضير دراثر خيانتى كه كرده بودند، نقض عهد و پيمانى كه كرده بودند، مهاجرت كنند، جلاى وطن كنند و از آنجا بروند بچه هاى انصار كه به اينها علاقمند بودند و با اينها محشور بودند و حتى دينشان را هم انتخاب كرده بودند، گفتند اگر بناست اينها بروند، ما هم با اينها مىرويم پدرها خواستند مانع آنها شوند، گفتند شما حق نداريد برويد، شما بايد بمانيد و بايد هم مسلمان شويد آمدند پيش پيغمبر اكرم، فرمود نه، بايد ندارد، شما بايد اسلام رابر آنها عرضه كنيد، اگر پذيرفتند، پذيرفتند و اگر نپذيرفتند ما اسلام اجبارى هرگز نمى خواهيم: «لا اكراه فى الدين قد تبين الرشد من الغى». ديگر اكنون حقيقت آشكار شده است، راه هدايت از راه ضلالت آشكار است، اگر كسى راه هدايت را نگيرد جز بيمارى چيز ديگرى نيست.
آقای جواد فروغی مظهر گرایش نسل نو خواسته انقلابی به قرآن مجید و نمایشگر زیبایی های تلاوت کلام خداست امید است این راه مبارک را ادامه دهد و فهم محتوا و مضمون را نیز با رعایت زیبایی ها و هنر های قرآنی همراه سازد و معارف قرآن را راهنمای زندگی و عمل خویش قرار دهد و همواره الطاف الهی شامل حالش باشد

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: از قاری قرآن بلای دنیا دور می شود و از شنونده قرآن بلای آخرت

هر گاه نماز گزار رو به قبله کند خدای رحمان به او رو کند امام محمد باقر (ع)

برتری قرآن بر دیگر سخنان همچون برتری خدا بر خلق خود است پیامبر اکرم (ص)

ما خیلی دوست داریم بهترین ها مهمان ما باشند ، ما خیلی دوست داریم تا منازل مان جایگاه فرشتگان و برگزیدگان خدای متعال باشد.
اگر می خواهیم شیطان از خانه ی ما فرار کند و مهمان ما نشود سلاح لازم است ، پس قرآن تنها سلاحی است که شیطان را فراری می دهد:
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ( نحل ، 98 )
اگر بخواهيم بهترین مهمانها را داشته باشیم ، اگر بخواهيم فرشتگان و برگزیدگان خدای متعال مهمان ما شوند ؛ برایشان کارت دعوت تهیه مي كنيم ، کارتهای دعوتی که با آیات قرآن مزیّن و متبرک شده اند ، آن بهترین مهمانها با دیدن چنین کارتهایی ، دعوت ما را پذیرفته و مهمانان دائمی ما خواهند شد ، آن وقت است که رحمت و برکت وارد خانه ها مي شود که آن غیر قابل تصور بوده است
امام علی (ع) به همراه کمیل از مسجد کوفه خارج شدند در راه به خانه ای رسیدند که صوت قرآن می آمد و آیه ی 9 سوره ی مبارکه ی زمر را می خواند نوای آن شخص ناشناس طوری بود که کمیل تحت تأثیر قرار گرفت ولی چیزی نگفت امام علی (ع) با علم خدادادیش متوجه موضوع شد و فرمود : ای کمیل نغمه و نوای مناجات این فرد تو را فریب ندهد ، او از دوزخیان است و من به همین زودیها از حقیقت این موضوع برای تو پرده بر می دارم . کمیل از این مکاشفه و آگاهی سخت در شگفت شد این ماجرا گذشت تا موضوع خوارج پیش آمد آنان که قرآن را بدقت حفظ کرده بودند روبه روی امام (ع) ایستادند و امام هم به اجبار با آنها جنگید در همین وقایع بود که امام در میدان ایستاد ؛ سرهای آن تبهکاران روی زمین قرار داده شد کمیل روبه روی امام (ع) بود که حضرت با سر شمشیر خود به سری از آنها اشاره و فرمود : این سر همان قاری قرآنی است که تو را تحت تأثیر قرار داده بود و آن شبی را که از خانه ی آن قاری می گذشتند یاد آوری کرد
چهل داستان از عظمت قرآن کریم
مؤلف مصطفی محمدی اهوازی
حضرت جبرئیل (ع) که یکی از فرشتگان مقرب خداوند است هزاران بار بر پیامبران الهی نازل شده و فرامین حضرت حق را به آنان انتقال داده است و امّا بعضی دفعات نزول:
1- حضرت آدم (ع) دوازده مرتبه
2- حضرت ادریس(ع) چهار مرتبه
3- حضرت نوح(ع) پنجاه مرتبه
4- حضرت ابراهیم(ع) چهل و دو مرتبه
5- حضرت موسی(ع) چهارصد مرتبه
6- حضرت عیسی (ع)سیزده مرتبه
٧- حضرت محمد (ص) بیست و چهار هزار مرتبه
| ش | ى | د | س | چ | پ | ج |
|---|---|---|---|---|---|---|
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
| 30 | 31 | |||||
صفحه قبل «|» صفحه بعد
1|8